...

4.54%
امتیاز

يکشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۲

دسته بندی : مفهومی  فتو آرت  سیاه و سفید  

بازدید : 27 نظرات : 6

کاربر مهمان
محمد قدرتی وایقان
محمد قدرتی وایقان
چگونه همسایه ات شوم در این بی پنجره گی، بی دری، بی دیواری ...
گاهی فکر میکنم آن خانه، خانه حسین پناهیست.

یکی از بهترین کارهایتان ...
ممنون از اینکه به این اثر زیبا مهمانمان کردید

پ.ن : شاید بتوان 1 سانتیمتر از بالای قاب را با بی رحمی کراپ کرد
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
بطف شماست... ممنونم.
سید امید علوی
سید امید علوی
درود بر شما
فضای خفقان از گوشه گوشه شهرهایمان ... که هیچ تضمینی شاید نباشد که چند روز دیگر جایی برای پرواز پرندگان هم دیگر نباشد ... ما آدمیان که جای خود !!
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
ممنون از شما و تعبیرتان.
سعید عامری
سعید عامری
کسی چه می داند ، وقتی که زخم می خوریم باید تاب ایستادن در بی موزونی دنیای آهن و سنگ را داشته باشیم.
می توان میان زمین و آسمان بود اما نفس کشید. می توان هویت خود را معلق بدون هیچ راهه ای برای وصل شدن به زمین داشت و خوابید.می توان در کیوسک متروک کنار نگهبان چای خورد اما سقفی آهنی را هدیه گرفت. باور این سناریو تعریف شده در عکس، درحقیقت در وجود"خود" انسان است.کمی تامل و دیدن و دیده شدن و خواند این تصویر ، متوجه می شوید که حتی با چند بار نگاه کردن به عکس، بیننده دنبال پله نمی گردد. حتی به آن فکر نمی کند. در حقیقت ارتباطی عمیق می گیرد با ذهن خالق ، با داستانی که او به شما دیکته می کند.به آسمان خیره می شود و به پرواز پرنده ها بر بالای این اتاقک محصور شده نگاه می کند ، به پرده ی ساده ی قدیمی که در آن زندگی جاری است. این را از آن آنتن می توان فهمید. در حقیقت این یک فلسفه ی شهودی است از یک ادراک داستانی ، از یک دریافت هویتی - وجودی که معما وار می سازد و ساده تحویل می دهد. باید سالها خواند ، بوف کور را در آن فضا و تصویر کرد در دنیای امروز ، من به همین شهر ها خلاصه می شوم.
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
:)... ممنون ام، بسیار از توجه شما به لایه های درونی و توجه به ریزه کاریها. سپاسگزارم فراوان.