City

66%
امتیاز

دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۳

دسته بندی : انسان  مفهومی  

بازدید : 26 نظرات : 23

کاربر مهمان
فاطمه آزادی
فاطمه آزادی
ثبت زیبایی است خانم شادی ,خسته نباشید.
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
سپاسگزارم .
شهرام نجفی
شهرام نجفی
بچه که بودیم تنگ دیوار می ایستادیم و قدمتون رو علامت می زدیم رو دیوار ! خط روی خط ... بزرگترها به کوچکترها خط بلندترشون رو به رخ می کشیدن ! الان اینجا اون خطهای افقی تو کادر من رو یاد همون خط ها انداخت ... یعنی در این هیاهوی زرد و فسرده ی شهر ، کودک قصه ی ما تا کجا قد خواهد کشید !
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
ممنونم از بابت حس نوستالژگونه ای که به اشتراک گذاشتید.
کوروش بختیار
کوروش بختیار
خیلی سادست این عکس باید 6 میگرفت و برعکس بعضی از عکساتون که 4و5 گرفتند باید 60 و70 به بالا میگرفتند محتوا هم خیلی ضعیفه
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
سپاسگزارم.
شیوا خادمی
شیوا خادمی
می توان در کوچه ها احساس کرد،
باز بوی خاکِ باران خورده را؟
می توان یک بار دیگر باز هم
بال های کودکی را باز کرد؟
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
سپاس شیوای گرامی.
فرهاد افشین
فرهاد افشین
خالق اثر در نگاهی اجتماعی،مستند،فرم گرا و در آخر کمی شیطنت آمیز ،نگاهی دارد بر کودک و کودکی.
نگاهی که طعنه ای تلخ از سهم کوچک کودکان از اجتماع دارد، اجتماعی سرد و زرد و سراسر مشکلات که در دیوار سمبلیست از آن.
دیوار ی که بالا رفتن از آن برای کودک امریست مشک و هرچه بالاتر میرویم،مشکلات و خطوط محدود کننده آن بیشتر به چشم میخورد و در انتهای این راه سخت،خطیست سیاه و بسته که راه عبور را مؤکدانه بسته است و غیر ممکن ساخته است.
در این میانه نوشته روی پیراهن که نام "یورک سیتی یا همان نیویورک" است،نشانه ایست از آرمان شهر وعده داده شده که هیچ وقت تحقق نیافته است و همیشه دستاویزی بوده در جهت ایجاد امیدواری کاذب در افراد بشر.
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
ممنونم از دقت شما :-)
خرم رفیعی
خرم رفیعی
موضوع مسابقه باعث شده رنگ سنگفرش و چهره بچه زرد بشه؟
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
سپاس از وقت بسیاری که برای نگاشتن این جمله صرف فرمودید. عکس و ویرایش آن مربوط به یک سال و نیم الی دو سال پیش ست.
خرم رفیعی
خرم رفیعی
هدف خاصی دنبال شده با تغییر رنگ چهره و بدن و ...؟
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
بله. اگر با عکسها و شیوه ی ویرایش بنده آشنا باشید . در اکثرعکسها ازفضایی واقعی صحبت نمی کنم.
محمد کاظم علیخانی
محمد کاظم علیخانی
با سلام و احترام خدمت سرکار خانم آرش
و با امید به اینکه جناب حمیدی ارجمند و عزیز هم نوشته ی این حقیر را ببینند .
گرچه در ظاهر عکس ، رنگ زرد خودنمایی می کند اما المانهای هندسی عمودی و افقی ، ثبت را از قدرت خطوط و صفحات برخوردار کرده است ............ کار جالب و آموزنده ای است سپاس بابت این ارسال خوب
ذیل یکی از ثبت های بنده که به گالری راه نیافته ، درپاسخ به عرایض من، سرور ارجمند جناب آرش حمیدی عزیز نکاتی را درج کرده اند . امتیاز این ثبت را می خواهم بهانه ای کنم برای گفت و گویی جدید با جناب حمیدی . ( امتیاز این ثبت یعنی 66کمتر از ارزش آن است )
جناب حمیدی نوشته اند که این شیوه ی ارزیابی عکسها هیچ اشکالی ندارد . بنده قصد مناقشه ندارم اما فکر می کنم که این شیوه اشکالاتی داشته باشد .
در علم آمار به میانگین مطلق و معدلی که برابر باشد با مجموع نمرات تقسیم بر تعداد آنها ، به تنهایی اهمیتی داده نمی شود . یک شیوه ی آماری مناسب برای بهبود شرایط ارزیابی عکس که با دانش آمار منطبق است به این صورت می باشد :
1- امتیازات ارائه شده برای یک ثبت از کوچک به بزرگ منظم شوند
2- امتیازات پرت ( خیلی کم یا خیلی زیاد) حذف گردند
3- سایر نتایج جمع شده و بر تعداد آنها تقسیم گردد
در این صورت ، دیگر یک یا دو امتیاز 25 ، نمی تواند اثر امتیازات متناسب و منطقی را خنثی کند و یا یک امتیاز بی جا ( مثلا 100) باعث راهیابی یک عکس متوسط به گالری نخواهد شد
به نظر بنده اکثر اعضای این سایت ، بادقت به ارزیابی عکسها می پردازند ولی اگر افرادی قلیل باشند که بدون توجه به ویژگی های عکس ، به ارزیابی بپردازند ، آنگاه معدل گیری فعلی نقش آنها را برجسته تر می کند و منجر به نتایج بدی خواهد شد
مثلا در این ثبت بنده :
http://picu.ir/1pix/Image-49669
کاربر طلایی نمره 60 و کاربر نقره ای نمره 25 داده . یک فعال نمره ی 25 و فعال دیگر نمره ی 90 داده است . بسیار خوب . اگر بنده قصد داشته باشم که ارزش عکسم را به درستی بفهمم ، کدامیک را ملاک بگیرم؟ اگر در یک جشنواره ی عکاسی ، آن کاربر طلایی داور باشد چه امتیازی به این ثبت می دهد و اگر این کاربر نقره ای باشد چه خواهد شد؟... برای نجات عکاس از سردرگمی و کمک به او برای بهبود کارش، به نظر من راهکاری که پیشنهاد کردم بهتر و موثرتر است
با پوزش فراوان
سرافراز باشید
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
ممنونم جناب علیخانی از لطفتون به عکس بنده. من برام مشارکت در موضوعات مهمه. درگیر اعداد و ارقام هم نیستم. درصدی بالاتر و پایین تر برام چندان تفاوتی نمی کنه. اما مثل اینکه برای دیگران خیلی اهمیت داره. چون سه نظر بر روی این عکس در مورد امتیاز و مسابقه و اینهاست تا مثل آقای افشین توجه به جزئیات عکس.
یونس رازی
یونس رازی
نمیدونم چرا دوست داشتم اون پسر بچه سیاه پوست بود. این فضا خیلی برام حس یک شهر تو آفریقا رو داره. انگار اون پسر تو این فضا غریبه است. شاید تو نا خودآگاه ما یا شاید من، رنگ ایرانی رنگ کاهگلی دیواره. شاید اگه عکس سیاه و سفید بود سریع تر به ذهن نفوذ میکرد ( البته فراموش نکردم که موضوع رنگ زرده). شایدم با توجه به تیتر عکستون خواستین غریبگی رونده ی تو شهر ها رو نشون بدین.
اسحاق بنی عالی
اسحاق بنی عالی
ثبت زیبایتان مرا به کودکی هایم برد .من هم در کودکی ام اینچنین زرد گونه به دیوار خجالتم می چسپیدم که هنوز هم اکثر اوقات با خود دارمش.
از هنگامی که استیتمنت زیبا و گیرای شما بر مجموعه پسر عمه عزیزم سبحان جامه دار با عنوان شیء متروک را دیدم عکس هایتان الهام بخشی برای بنده نوپا شد. همان طور که در کامنت خود اشاره کردید امتیاز اثر،مهم نیست . مهم همین به اشتراک در آمدن است که یک دنیا خوشحالی را برای بنده تازه کار فراهم آورده.
یک دنیا سپاس از بابت اشتراک گذاری زیبایتان
حسین نظری
حسین نظری
درود...همیشه ثبت هایتان را می ستایم خانم آرش.حسی که عکسهایتان به من می دهند همگی حرف های دارند بس شنیدنی...
همیشه پیروز بمانید .
فرناز قندی
فرناز قندی
گاهی کنار تمام دلتنگی هایم ... یک گوشه ی آرام هم میتوان یافت
گاهی کنار دلتنگی هایم لحظه ای درنگ کن !
من سبز می شوم
وحید بهری
وحید بهری
hide & seek
میلاد سمنگانی
میلاد سمنگانی
بسیار خوب و عکاسانه...
پریناز امکانی
پریناز امکانی
خلاقانه و مفهومی